كانون حقيقت جو هيات جوادالائمه

.....ما معتقديم

 

بايد همه چيز را از نو ديد بدون هر گونه تعصب و پيش داوري .انسانها معمولا" همه چيز را بر اساس ذهنيت سابق خود مي بينند و اين ذهنيت سابق هرگز به انها اجازه نخواهد داد موضوعات مختلف را همانطور كه هست درك كنند . شرايط و محيط اطراف ما دائما" در حال تغيير و تحول هستند وآيا ما بعنوان يك انسان همراه زمان در حركت هستيم ؟و آيا تغيير و تحول اطراف ما بر ما چه تاثيري مي گذارد ؟و ايااين تغيير و تحولات شامل شرايط جسمي و طبيعي مي شود و يا شامل اعتقادات و عقايد ما نيز مي شود ؟براي بدست اوردن جواب اين سئوال و سئوالاتي از اين دست بر ان شديم تا با ايجاد يك سايت به ايجاد سئوال و سپس براي بدست اوردن جواب ان دست به كار شويم زيرا كساني كه با ما همفكرند و هم مسير در يك محيط جغرافيايي در كنار هم نيستيم ولي با وجود يك سايت مي توانيم در كنار هم باشيم واز فكر و انديشه هم استفاده كنيم

صفحه اصلي//تاريخچه هيات //خودشناسي//پيدايش وهابيت//آشنايي با نهج البلاغه//خرافات درجامعه//قمه زدن//وهابيت و يهود//ماديات//خرافات//بدعت //شناخت ائمه اطهار //عاشورا //

مبارزه اجتماعي// انحراف از عقايد ناب//شيعه از ديدگاه شريعتي//شيعه كيست//مقاله هاي رسيده// كلمات قصار// معرفي كتاب //استجابت دعا//شيريني گناه

بنام خدا

امسال عاشورا با نظر دو دوست پايه جلساتي در خصوص شناخت خود و عقايد مذهبي در هيات جوادالائمه پي ريزي شد .گرچه در ابتدا با مخالفت عده اي از دوستان مواجه شديم لكن خود اين مخالفت باعث محكم شدن پايه اين جلسات شد خوشبختانه در چند جلسه امام جمعه محترم صفادشت نيز شركت داشتند وما را در بعضي مسايل راهنمايي كردند و ما اميدواريم اين همكاري ادامه . داشته باشد . به هرحال پس از چندي تصميم گرفته شد سايت مستقلي هم براي انتشار عقايد خودمان راه اندازي كنيم واميدواريم كه در اين راه بتوانيم از همكاري دوستان و همفكران نيز به شكل وسيع استفاده نماييم

دوستان عزيز ميتوانند مطالب خود را به ايميل

kavoshgar.ir@gmail.com

 

« دکترعلی شریعتی »

هنر من و بزرگترین هنر من: فن زیستن در خویش. همین بود که مرا تا حال زنده داشت. همین بود ک

ه مرا از اینهمه دیگرها و دیگران بیهوده مصون می داشت.

هر گاه با دیگران بودم خود را تنها می دیدم. تنها با خودم، تنها نبودم اما، اما اکنون نمی دانم این "خودم" کیست؟ کدام است؟

هر گاه تنها می شوم گروهی خود را در من می آویزند که منم و من با وحشت و پریشانی و بیگانگی در چهره هر یک خیره می شوم و خود را نمی شناسم! نمی دانم کدامم؟

می بینی که چه پریشانی ها در بکاربردن این این ضمیر اول شخص دارم، متکلم! نمی دانم بگویم از اینها من کدامم یا از اینها من کدام است؟ پس آنکه تردید می کند و در میان این "من" ها سراسیمه می گردد و می جوید کیست؟ من همان نیستم؟ اگر آری پس آنکه این من را نیز هم اکنون نشانم می دهد کیست؟

اوه که خسته شدم! باید رها کنم. رها میکنم اما چگونه می توانم تحمل کنم؟

تا کنون همه رنج تحمل دیگران را داشتم و اکنون تحمل خودم رنج آورتر شده است.

می بینی که چگونه از تنهایی نیز محروم شدم؟!

( هبوط در کویر )

شراب و موسیقی در اسلام
ما می بینیم که پیغمبر اسلام در ۲۳ سال رسالتش ، اسلام و تمام احکام و عقایدش را در همان سال اول مطرح نکرد ؛ به تدریج مطرح کرد : اول مسئله توحید را طرح کرد و تا ۳ سال هیچ کلمه دیگری بر آن اضافه ننمود :

قولوا لا اله الا الله تفلحوا

خوب ، نماز چیست ؟ هنوز نمی خوانند !

روزه چیست ؟ هیچ !

حج ؟ اصلا ندارد !

زکات ؟ اصلا !

قید و بندی ، حدودی ، عملی ؟ اصلا

یک چیز فقط فکری است :همین است که بتها را در ذهنشان و اعتقادشان نفی کنیم و به خدا معتقدشان کنیم.

بنابر این کسانی که در ۳ سال اول مسلمان شدند و به توحید معتقد شدند و مردند ، احتمالا « شرابخوار » بودند ، « نماز نخوان » ، « روزه نگیر »‌ ، « حج نکن » ، و .... بودند.

بعد از اینها در سال هفتم ، هشتم حجاب مطرح می شود ؛ یعنی بعد از هجده ، نورده ،بیست سال کار روی مردم حجاب را مطرح می کند.همچنین مسأله شراب مطرح می شود. شراب را چگونه طرح می کند ؟

از همان مکه نمی گوید که « آهای مردم ، آهای ملت ، آهای عرب ها ، تا به توحید معتقد می شوید ، باید دیگر تمام کارهایتان راست و ریست باشد » ! نه ! کی ؟ در سال های آخر بعثتش مسأله شراب را مطرح می کند . محمد (ص) گفتفیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما

یعنی گناه دارد و نیز برایتان منفعتی دارد ؛ اینطور نیست که من آدم متعصبی باشم ، ارزشش را ندانم و نفهمم ؛ نخیر ، قبول هم دارم ، درست ! اما زیانش بیشتر است .

شنونده در برابر چه کسی قرار می گیرد ؟ یک آدم روشنفکر که شعور دارد ، تعصب ندارد و شراب را ، به صورت تابویی ،جنی ، غولی نجس ، و متا فیزیکی و غیبی تلقی نمی کند ؛ اما به خاطر اینکه زیان های اجتماعی و انسانی زیاد دارد ، در عین حال که منافعش را هم قبول دلرد و می شناسد ، نفی اش می کند .

آدم حرف او را گوش می دهد ؛ اما هیچکس حرف آن ملایی را که می گوید ، « موسیقی حرام است » ، ولی اصلا نه در عمرش موسیقی شنیده و نه اگر بشنود می فهمد ، گوش نمی دهد ! ای کسی که می گویی « غنا» حرام است ، اصلا تو می فهمی « غنا » چیست ؟

اصلا تو این را که این موزیک حماسی است یا ملی است یا علمی است ، تشخیص می دهی ؟!

موسیقی هزار شعبه دارد ، تاریخ دارد ، نقش های گوناگون دارد ، بنابر این وقتی که تو فتوا می دهی « حرام است » ، هیچکس گوش نمی کند ؛ برای اینکه تو نمی فهمی که چیست !

« دکتر علی شریعتی »

( زن ، ص ۲۷۵ و ۲۷۶ و ۲۷۷ )

شریعتی
خدایا : به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم، و مردنی عطا کن که، بر بیهودگی اش سوگوار نباشم. بگذار آن را من ،خود، انتخاب کنم، اما آنچنان که تو دوست می داری.

 

 

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

« دکتر علی شریعتی »

( دفترهای سبز )

 

 

 

 

 

 

دانلود كتاب هاي شهيد مطهري

جور ديگري بايد ديد

ورود به سايت اصلي

كليك كنيد

PageRank
وصيت شرعي شريعتي
"فتنه" نشاندهنده هراس
شريعتي و نوروز
ايميل هاي رسيده
تاسيسات صفادشت
ترجمه گویای فارسی قرآن
خطبه كامل غدير
درد دل باخدا
گرد همايي و بحث 1
گرد همايي و بحث 2

هر هفته شب جمعه

حسينيه جوادالائمه صفادشت

تا

10
11
شب
چرا نماز خوان شدم